|
نرم افزار بلک لیست که توی گوشیم نصبه حدود 20 شماره داره شماره هایی که خیلی وقته دیگه مزاحم نمیشن.. فقط یک شماره هست که واقعا من و تحت تاثیر قرار داده.. دو سال و که مطمئنم..شایدم بیشتر...هر سه چهار ماه یک بار زنگ میزنه.. منم گاهی وقت ها که بلک لیست و چک می کنم می فهمم زنگ زده.. گوشیم واسه ی من زنگ نمیخوره..یک راست میره بلک لیست. واسه ی طرفم یا میگه:در حال مکالمه است یا میگه مشغول است.. یه روز اس داد:من فلانی ..بچه فلان جا..شما؟؟ من جوابشو ندادم.. دو ماه بعد اس داد:تو رو خدا جواب بده.. من جوابشو ندادم.. دو سه ماه بعد اس داد:تو رو خدا یک کاری بکن گوشیت واسم زنگ بخوره.. من جوابشو ندادم.. یکسال غیبش زد بعد یک سال همین دو ماه پیش اس داده: چرا گوشیت اشغاله؟؟!! من جوابشو بازم ندادم.. نمیدونم چی می خواد.. حوصله هم ندارم بدونم..اونم حتما دنبال دوستیه.. فقط برام جالبه..چرا شماره کسی رو که نمیشناسه.. باید دو سال توی گوشیش باشه و هر چند ماه یک بار بهش زنگ بزنه.. اصلا احساس بدی دارم که شمارم تو گوشیشه.. ولی از همه چیزش بگذریم این مرام و معرفتش من و کشته..
پیش تر می اندیشیدم زندگی بدون تعلق خاطر یعنی
مرگ و اکنون گمان می برم زندگی بدون هیچ تعلق خاطری شیرین است.. زندگی بدون عشق.. بدون انتظار... بدون ترس از دست دادن... هم زیباست...
وقتی یک نفر یه حرفی رو بهت می زنه... صد در صد حرفش و باور نکن.. حداقل یک درصد احتمال بده شاید دروغ بگه.. که بعدا که فهمیدی کلا دروغ گفته.. قلبت واسه اعتماد بیش از حدی که بهش داشتی نشکنه..
یه وقتایی هست...یه گوشه می شینم.. زانوهام و میگیرم بغلم.. سرمو میذارم روشون... و فکر می کنم... به زندگیم... به این که تا اینجا رو چقدر خوب اومدم جلو؟؟ به اشتباهاتم..به راههایی که اشتباه رفتم.. به بدی ها و خوبی هایی که کردم... به وقت هایی که از خدا دور شدم و دوباره به آغوشش برگشتم.. به آینده... به خیلی چیزها... توی تنهایی و سکوت.. این وقت ها رو خیلی دوست دارم..
تنها یک برگ مانده بود …
درخت گفت : منتظرت میمانم !
برگ گفت : تا بهار خداحافظ ...
بهار شد ولی درخت میان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود …
دور و بر خودت و پر می کنی از کتاب و روزنامه.. اما حوصله ی اینکه حتی یکی رو دستت بگیری و بخونی رو هم نداری...بعد میگی بیخیال بیا بشینم یه فیلم نگاه کنم.. فیلم و هم ..تا یک ربعش و که نگاه می کنی حوصلت سر میره و میگی چرا تموم نمیشه.. همش موس و میبری رو صفحه که ببینی تا آخرش چقدر مونده.. بیخیال فیلم میشی میای آهنگ گوش بدی.. هنوز خوانندش شروع نکرده به خوندن همش میزنی جلو که به آخرش برسی.. یه جا خوندم: واقعا چرا؟؟؟
سرم را نه ظلم می تواند خم کند.. نه مرگ... نه ترس.... سرم فقط برای بوسیدن دستهای تو خم می شود مادرم.. از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز روز توست.. فاطمه زن بود ولی نور بود ..... جلوه ی حق بود که مسطور بود ... "تولد اسطوره ی صبر و ایثار حضرت فاطمه ی زهرا (س) مبارک باد"
شاید زن
خوب مثله دایناسور نسلش منقرض شده باشه.... ولی مرد خوب مثله سیمرغ
ازهمون اول هم افسانه بود....
دوستت
دارمها را نگه میداری برای روز مبادا... غریب است دوست داشتن. دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را… این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که
فردا از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد! سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده کلی دلم
تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند! فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی
با خودت بکشیاش… شروع میکنی به خرج کردنشان! توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو
ترانه را به صدای بلند خواند توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی
کرد که تکانت داد .. در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و
اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد برای یکی ، یک دوستت دارم خرج میکنی برا ی یکی یک دلم
برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی یک با من میمانی؟ بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به
هیزی ..به مخزدن ...به اعتماد آدمها!سواستفاده کردن.. به پیری و معرکهگیری.. اما بگذار به سن تو برسند! بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند
بدون اینکه تو را به یاد بیاورند.. "دکتر علی شریعتی"
دوستان گرامی هم اکنون توجه شما را به پیامی که از طرف ایرانسل عزیز برایمان ارسال شده است جلب می نمایم: مشترگ گرامی: با شارژ 122856 ریال دیگر برنده 4200 ریال اعتبار هدیه داخل شبکه ایرانسل خواهید شد. آخه یکی نیست بیاد بگه عزیز من...من اگر 12000 تومن داشتم که باهاش یه سیم کارت شارژ کنم که دیگه 400 تومنش و میدادم خودت بری قاقا لیلی بخری بخوری.. والا..
رفتم که آن دو چشم فریبا را.. از صفحه ی خیال فرو شویم... رفتم صفای مهر و محبت را.. در دیده و دل دگری جویم.. دردا..که هر نفس که برآوردم.. دیدم حدیث عشق تو می گویم!!! رفتم که همزبان دگر جویم.. رفتم که آشیان دگر سازم... رفتم که نیمه جان جوانی را.. در پای دلبری دگر اندازم.. واحسرتا که یاد نگاه تو.. تا زنده ام فریب دهد بازم.. بردم به می پناه که دور از تو.. خود را مگر هلاک توانم کرد.. وین داغ تلخکامی و حسرت را.. از لوح سینه پاک توانم کرد.. در هر پیاله عکس تو را دیدم.. دیگر به سر چه خاک توانم کرد؟؟؟ امشب به تنگنای غم و اندوه.. آتش به نامه های تو افکندم.. اکنون منم که بر سر این آتش.. از رنج می گدازم و خرسندم. پا بر سر خیال تو می کوبم.. بر گریه ی فریب تو می خندم.. خاموش شد به دست تو افسونگر.. شمع امید شاعر ناکامی.. رو هر زمان بخواب در آغوشی.. رو هر نفس بپیچ بر اندامی!!! نفرین به من گر از تو کنم یادی.. لعنت به من گر از تو برم نامی.. یک بار عهد بستم و نشکستم.. صد بار عهد بستی و بشکستی.. دیگر نگویمت که چه ها کردی... دیگر نپرسمت که کجا هستی؟؟؟!! جام فریب تلخ تو نوشیدم... هوشیارم مباد از این مستی... "فریدون مشیری" | About![]()
به نام خدا
Home۩ فرشته جون ۩ ۩ دغدغه های من و تو ۩ ۩ منم هستم ۩ ۩ همقفس افسانه جون ۩ ۩ عشق آتشين ۩ ۩ دو عاشق ناز ۩ ۩ مهربونی ۩ ۩ غمزه ۩ ۩ نفرینش کردم اماتوباورنکن ۩ ۩ رد پای احساس ۩ ۩ تنظیمات عشق ۩ ۩ آنگاه که مرا در بر میگیری ۩ ۩ فصل تازه ۩ ۩ یه شوهرم نداریم ۩ ۩ وسوسه گندم ۩ ۩ چوب خط ۩ ۩ کافه 90 ۩ ۩ قاصدک ۩ ۩ نم باران ۩ ۩ آبی آسمان:آسمان آبی ۩ ۩ عشق واقعی نمیمیرد ۩ ۩ من و زهرای خوبم ۩ ۩ مرد نوشته ۩ ۩ نقاب شب ۩ ۩ عاشق تنها ۩ ۩ حضرت دوست ۩ ۩ خســـــــــــــــــته دل ۩ ۩ الكي خوش بودن ۩ ۩ عشق ناب ۩ ۩ عشق ممنوع ۩ ۩ سایه عشق ۩ ۩ ما سه تا ۩ ۩ یادته چقدر گریه کردم؟؟ ۩ ۩ در آغوش باد ۩ بهار بیست |